در سازمانها، نقش مدیران بسته به جایگاهشان در سلسله مراتب، متفاوت است. با بالا رفتن در ساختار سازمانی، نوع مسائل، تصمیمگیریها، افق زمانی و میزان اثرگذاری مدیر تغییر میکند. به طور کلی، سه سطح اصلی مدیریت وجود دارد: مدیریت عملیاتی یا خط اول، مدیریت میانی، و مدیریت ارشد. البته تعداد لایههای مدیریتی در سازمانهای مختلف متفاوت است.
مدیران خط اول مستقیماً با کارکنانی که فعالیت اصلی سازمان را انجام میدهند، همکاری میکنند. این مدیران معمولاً «مدیرِ مدیرها» نیستند و بخش عمدهای از مدیریت روزمره در این سطح اتفاق میافتد. آنها با جزئیات کار روزانه، عملکرد تیم، و نیازهای کارکنان درگیر هستند. ورود به مدیریت اغلب از این سطح آغاز میشود و نیازمند گذار از نقش متخصص به نقش مدیر افراد است.
مدیران خط اول بیشتر با مسائل کوتاهمدت و اجرایی مانند کارهای روزانه و اهداف هفتگی سروکار دارند. تمرکز اصلی آنها بر اجرای صحیح وظایف جاری است، هرچند باید به آینده نیز توجه داشته باشند. مدیریت در این سطح بسیار ملموس و نزدیک به عملیات روزمره است.
مدیریت میانی بین مدیران ارشد و خط اول قرار دارد و اغلب چندین مدیر دیگر را سرپرستی میکند. وظیفه اصلی مدیران میانی، هماهنگ کردن چند تیم یا واحد در جهت مشترک است. آنها اهداف کلان سازمان را دریافت کرده و به تصمیمات اجرایی تبدیل میکنند و در عین حال، واقعیتهای عملیاتی را به سطوح بالاتر منتقل مینمایند.
مدیران میانی باید ارتباط بین واحدهای مختلف را درک کرده و وابستگیهای متقابل آنها را مدیریت کنند. مهارتهایی مانند هماهنگی بین واحدها، مدیریت تعارض، تخصیص منابع و اولویتبندی در این سطح اهمیت بیشتری پیدا میکنند. همچنین، مدیران میانی باید توانایی مدیریت و توسعه مدیران زیرمجموعه خود را داشته باشند.
مدیریت ارشد در بالاترین سطوح سازمان قرار دارد و تمرکز اصلی آن بر جهت کلی سازمان، بازارهای هدف، اولویتها، سرمایهگذاریهای کلان و قابلیتهای سازمانی است. مدیران ارشد با مسائل بلندمدت، ماهها و سالهای آینده سروکار دارند و تصمیمات آنها معمولاً ابهام، هزینه و اثر گستردهتری دارد.
با افزایش سطح مدیریت، دامنه اثر تصمیمات نیز گستردهتر میشود؛ یک اشتباه در سطح ارشد میتواند کل سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، با بالا رفتن در سلسله مراتب، اطلاعات مستقیم از جزئیات اجرایی کمتر شده و مدیران ارشد بیشتر از طریق گزارشها و شاخصها با واقعیت سازمان آشنا میشوند.
مهارتهای مورد نیاز در سطوح مختلف مدیریت تغییر میکند. مدیر خط اول به مهارت در مدیریت مستقیم افراد نیاز دارد، مدیر میانی به هماهنگی بین تیمها و مدیریت مدیران، و مدیر ارشد به تفکر استراتژیک، طراحی سازمان و تصمیمگیری در شرایط ابهام. آنچه در یک سطح موفقیتآمیز بوده، ممکن است در سطح بالاتر کافی نباشد و نیاز به یادگیری و تطبیق مهارتها وجود دارد.
این موضوع فایل صوتی دارد
برای شنیدنش وارد شوید؛ رایگان است. بعد از ورود به همین صفحه برمیگردید.

