مدیریت در عمل

ارتباط مؤثر با اعضای تیم

قابل مشاهده
فصل پنجم: ارتباطات مدیریتیموضوع ۴۵ از ۱۵۱۱۰ دقیقه

ارتباط مؤثر با اعضای تیم فراتر از صرف صحبت کردن روزمره است؛ این امر مستلزم انتقال پیام به شکلی است که گیرنده آن را به درستی درک کرده و بتواند از آن استفاده کند. حتی جملات به ظاهر ساده نیز می‌توانند برداشت‌های متفاوتی ایجاد کنند، بنابراین وضوح نیت مدیر در ابتدای هر ارتباطی حیاتی است. مدیر باید پیش از شروع گفتگو، هدف خود را مشخص کند؛ اعم از اطلاع‌رسانی، اخذ تصمیم، هماهنگی، دریافت بازخورد، حل مسئله، درخواست اقدام یا صرفاً شنیدن. عدم شفافیت در هدف می‌تواند منجر به مخلوط شدن موضوعات مختلف و سردرگمی تیم شود.

هر پیام مدیریتی باید نتیجه‌ای مشخص داشته باشد. به عنوان مثال، در صورت انتقال یک تصمیم، فرد باید بداند چه چیزی تصمیم گرفته شده، چه تغییراتی رخ می‌دهد، چه انتظاری از او می‌رود و از چه زمانی. در ارائه بازخورد نیز، مشخص شدن رفتار مسئله‌دار، اثر آن و تغییر مورد انتظار، ضروری است. هرچه نتیجه ارتباط روشن‌تر باشد، احتمال سوءتفاهم کاهش می‌یابد.

مدیر باید بین اطلاع دادن و گفت‌وگو تمایز قائل شود. برخی موضوعات صرفاً نیاز به اطلاع‌رسانی دارند، مانند تغییر زمان جلسه. اما مسائل حساس مانند تغییر ساختار تیم، بازخورد عملکرد یا تعارض، نیازمند گفت‌وگوی عمیق‌تر هستند. انتقال موضوعات حساس تنها با یک پیام کوتاه، ممکن است اطلاعات را منتقل کند اما ارتباط مؤثر را شکل ندهد.

انتخاب کانال ارتباطی مناسب با موضوع، اهمیت بالایی دارد. موضوعات ساده ممکن است با یک پیام حل شوند، تصمیمات مهم در جلسه مطرح و سپس مکتوب گردند، بازخوردهای حساس به صورت خصوصی و مستقیم ارائه شوند و اخبار مهم سازمانی نیازمند توضیح جمعی باشند. مدیر باید بهترین کانال را برای هر پیام انتخاب کند، نه اینکه صرفاً از ابزار مورد علاقه خود استفاده نماید.

جلسات هزینه‌بر هستند و زمان افراد را مصرف می‌کنند. اگر موضوعی با یک پیام واضح یا سند کوتاه قابل انتقال است، ضرورتی برای برگزاری جلسه وجود ندارد. از سوی دیگر، موضوعاتی که احتمال برداشت متفاوت، احساسات شدید یا سوالات جدی را دارند، نباید صرفاً از طریق متن منتقل شوند. مدیریت ارتباط به معنای انتخاب صحیح رسانه است.

شناخت مخاطب و تفاوت‌های فردی اعضای تیم در نحوه دریافت اطلاعات ضروری است. برخی افراد برای تصمیم‌گیری به زمینه بیشتری نیاز دارند، برخی خلاصه را ترجیح می‌دهند، برخی در گفت‌وگوی شفاهی بهتر عمل می‌کنند و برخی پس از جلسه نیاز به دریافت مکتوب نکات دارند. مدیر باید این تفاوت‌ها را درک کرده و ارتباط خود را تا حدی با آن‌ها تطبیق دهد.

سرعت انتقال اطلاعات نیز اهمیت دارد. برخی اخبار مانند خطر تأخیر، مشکل مشتری یا تغییر اولویت، با گذشت زمان ارزش خود را از دست می‌دهند. مدیر نباید اطلاعات مهم را صرفاً به دلیل زمان‌بندی جلسات هفتگی به تعویق بیندازد؛ برخی ارتباطات باید فوراً انجام شوند.

سکوت مدیر نیز می‌تواند پیامی را منتقل کند. در زمان وجود شایعات یا ابهامات، سکوت مدیر ممکن است به معنای پنهان‌کاری تلقی شود. در چنین شرایطی، بیان صادقانه وضعیت، حتی با اذعان به عدم دسترسی به اطلاعات نهایی، بهتر از ایجاد خلاء اطلاعاتی است. ارتباط مؤثر شامل مدیریت در سه جهت رو به پایین (با تیم)، رو به بالا (با مدیران) و افقی (با همکاران) است و باید بین این جهت‌ها تعادل برقرار شود. همچنین، ارتباط مؤثر به معنای فیلتر کردن اطلاعات لازم برای تیم است، نه پنهان کردن آن‌ها. رابطه سالم و ارتباط روزمره، اعتماد لازم را برای گفتگوهای دشوار آینده فراهم می‌کند. مدیر باید قابل دسترسی باشد، نه اینکه دائماً در دسترس، تا استقلال اعضای تیم نیز حفظ شود. در نهایت، یک گفت‌وگوی مدیریتی موفق، باید روشن کند که چه اتفاقی افتاده، چرا، چه انتظاری از فرد می‌رود و چگونه می‌تواند سوالات خود را مطرح کند.