مدیریت در عمل

حل اختلاف بین اعضای تیم

قابل مشاهده
فصل نهم: تعارضموضوع ۹۲ از ۱۵۱۶ دقیقه

هنگامی که درک نسبی از یک مسئله وجود دارد، ممکن است لازم باشد افراد را در یک گفتگوی مشترک گرد هم آورد. هدف اصلی این گفتگو، ایجاد صمیمیت نیست، بلکه فراهم کردن بستری برای همکاری مجدد حرفه‌ای اعضای تیم است. برای موفقیت این فرآیند، ابتدا باید قواعد گفتگو را به روشنی مشخص کرد؛ قوانینی مانند عدم قطع کردن صحبت یکدیگر، تمرکز بر رفتارهای مشخص به جای حمله به شخصیت، و متمرکز شدن بر آینده، می‌توانند از انحراف بحث جلوگیری کنند.

در مرحله بعد، هر یک از طرفین باید مسئله را از دیدگاه خود توضیح دهد. این توضیح شامل بیان اتفاقی که رخ داده، تأثیر آن وضعیت بر کار فرد، و آنچه که نیاز به تغییر دارد، می‌شود. مدیر باید مراقب باشد که این بخش به سخنرانی طولانی یا حمله متقابل تبدیل نشود و هر فرد فرصت کافی برای بیان دیدگاه خود داشته باشد.

یک گام حیاتی دیگر، بازگو کردن آنچه شنیده شده توسط طرف مقابل است. این تکنیک، که در آن فرد شنونده باید برداشت خود از صحبت‌های طرف مقابل را بیان کند، اطمینان حاصل می‌کند که افراد قبل از دفاع، واقعاً به حرف‌های یکدیگر گوش داده‌اند. بسیاری از تعارضات ناشی از عدم درک دقیق صحبت‌های طرف مقابل است و این مرحله به رفع این مشکل کمک می‌کند.

یافتن نقاط توافق مشترک، پایه و اساس محکمی برای ادامه گفتگو فراهم می‌کند. این نقاط مشترک می‌تواند شامل اهدافی مانند تحویل به موقع پروژه، رضایت مشتری، یا حفظ کیفیت باشد. تمرکز بر این اهداف مشترک، به جای اختلافات جزئی، می‌تواند به ایجاد یک دیدگاه واحد و همکاری سازنده کمک کند.

ضروری است که مسئله مورد بحث را از رابطه شخصی افراد جدا کرد. به جای تمرکز بر اینکه «شما دو نفر با هم نمی‌سازید»، باید اختلاف اصلی را به صورت دقیق تعریف کرد، مثلاً «اختلاف اصلی این است که تغییر Scope چه زمانی نیاز به تأیید دارد». این رویکرد، تعریف دقیق مسئله را ممکن می‌سازد و راه حل‌های عملی‌تری را ارائه می‌دهد.

روشن کردن نقش‌ها و اختیارات نیز می‌تواند بسیاری از اختلافات را حل کند. برای مثال، تعیین اینکه تغییرات فنی کم‌اثر با مدیر فنی، تغییرات مشتری‌محور با مدیر پروژه، و تغییر Scope اصلی نیازمند تصمیم مشترک است، به جای جنگ شخصی، یک سیستم تصمیم‌گیری روشن ایجاد می‌کند.

ایجاد توافق‌های رفتاری مشخص و کاربردی، مانند اطلاع‌رسانی ۴۸ ساعت قبل از خطر افتادن Deadline، طرح مستقیم اختلافات Scope بین مدیران مربوطه، یا ارجاع موضوع به مدیر مشترک پس از ۲۰ دقیقه عدم توافق، می‌تواند به مدیریت مؤثر تعارض کمک کند. این توافق‌ها چارچوبی برای تعاملات آینده فراهم می‌کنند.

در نهایت، نباید به دنبال عذرخواهی نمایشی بود. هدف اصلی، تغییر رفتار و همکاری آینده است، نه صرفاً یک جمله عذرخواهی. اگرچه عذرخواهی واقعی می‌تواند مفید باشد، اما نباید اجباری و نمایشی باشد. توافق‌ها باید مشخص و قابل مشاهده باشند، مانند «از این به بعد تغییرهای بیش از ۱۰ درصد در Scope قبل از اجرا باید بین شما دو نفر هماهنگ شود و تصمیم نهایی در کانال پروژه ثبت شود» و پیگیری مداوم برای اطمینان از رعایت توافق‌ها ضروری است، زیرا حل تعارض یک فرآیند مستمر است و هدف نهایی، همکاری حرفه‌ای مبتنی بر احترام، تعهد و ارتباط مستقیم است.